روز ملی صنعت چاپ

[ 11 مهر 1360 ]
روز ملی صنعت چاپ

چرا «روز ملی صنعت چاپ» مهم است؟

یازدهم شهریور در تقویم رسمی ایران به‌عنوان «روز ملی صنعت چاپ» ثبت شده است؛ روزی که بیش از آن‌که فقط متعلق به ماشین‌ها و دستگاه‌ها باشد، یادآور دو قرن تلاش کارگران، صنعتگران، ناشران، حروفچین‌ها، لیتوگراف‌ها و هنرمندان گرافیک و در یک کلام، وامدار کوشش بزرگ‌مردان و زنان فرهنگ ایران‌زمین است.
شاید امروز که راحت روی صندلی نشسته‌ایم، بین وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی جابه‌جا می‌شویم و خبر و تحلیل و سرگرمی را با چند لمس ساده دریافت می‌کنیم، کمتر به ریشهٔ این امکان فکر کنیم؛ به این‌که اگر «چاپ» نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟
چاپ یعنی زندگی مکتوب؛ یعنی حیات، گردش اطلاعات، آموزش، هویت و اقتصاد. دنیای بدون چاپ، دنیایی است بدون:
  • کتاب و مجله و روزنامه
  • اسکناس‌های رنگارنگ
  • کارت‌های شناسایی و مدارک هویتی
  • بسته‌بندی‌ و برچسب محصول
  • پوستر، بروشور، تبلیغات محیطی
  • و حتی بخش بزرگی از سرگرمی دیجیتال امروز، اگر صفحات وب را «چاپ نوین» بنامیم.
برای چند لحظه دنیایی را تصور کنید که در آن هیچ‌کدام از این‌ها وجود ندارد؛ انتقال دانش کند و شفاهی است، تصویر محصولی برای معرفی در دسترس نیست، هویتی ثبت نمی‌شود و تعامل اقتصادی و فرهنگی عملاً فلج می‌گردد. این‌جاست که اهمیت صنعت چاپ نه فقط به‌عنوان یک فن، بلکه به‌عنوان «زیرساخت تمدن مدرن» روشن می‌شود.

اختراع حروف چاپی؛ نقطهٔ عطف تاریخ بشریت

یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ بشر، اختراع حروف چاپی مستقل و دستگاه چاپ است. در روایت رایج تاریخ فناوری، نخستین‌بار یوهانس گوتنبرگ آلمانی (Johannes Gutenberg) در حدود سال ۱۴۵۶ میلادی چاپ حروف متحرک فلزی را در اروپا کامل کرد و با چاپ کتاب مقدس ۴۲ سطری، انقلاب بزرگی در انتشار گستردهٔ دانش و متن به‌وجود آورد.
با این حال، فن چاپ در معنای گسترده‌تر ــ یعنی بازتولید متن و تصویر با ابزار مکانیکی یا نیمه‌مکانیکی ــ سابقه‌ای بسیار کهن‌تر دارد. برخی ریشه‌های آن را در چین (China) می‌جویند که در آن، چاپ با بلوک چوبی و سپس حروف متحرک انجام می‌شد. اما اگر به کتیبهٔ حقوق بشر کوروش هخامنشی و نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید و آثار شهر سوخته نگاه کنیم، می‌توان ردّهایی از نوعی «تکثیر و استانداردسازی پیام» را دید که برای سامان‌دادن به قدرت، قانون و فرهنگ به‌کار گرفته می‌شد؛ هرچند به‌معنای فنیِ چاپ حروفی نیست، اما نشان می‌دهد تاریخ ما نیز با مفهوم «پیام مکتوب تکثیرپذیر» بیگانه نبوده است.
واقعیت این است که جنگ‌های پی‌درپی، نابودی شهرها و کتابخانه‌ها، و فرسایش تدریجی آثار، امکان کاوش کامل ریشه‌های چاپ در شرق را محدود کرده است. چه‌بسا اگر لایه‌های بیشتری از تاریخ فرهنگی حفظ شده بود، امروز اسناد دقیق‌تری از نقش ایرانیان در روند پیدایش یا توسعهٔ شیوه‌های اولیهٔ چاپ در دست داشتیم.

پیدایش صنعت چاپ در جهان؛ از چین تا ونیز و پاریس

بسیاری از پژوهشگران، چین را زادگاه نخستین قالب‌های چاپ می‌دانند؛ جایی که در آن متون مقدس و اداری با چاپ چوبی (Woodblock Printing) تکثیر می‌شد. بعدها در کره و ژاپن نیز این فناوری پیش رفت. با ورود دستاورد گوتنبرگ به اروپا، چاپ حروفی سربی به سرعت در شهرهایی چون ونیز (Venice)، فلورانس (Florence)، پاریس (Paris) و لیون (Lyon) گسترش یافت.
گوتنبرگ ابتدا روزانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ برگ چاپ می‌کرد. کتاب‌های نخستین دوران چاپ که با این روش به‌وجود آمدند، در تاریخ کتاب‌شناسی اروپا به نام «اینکونابولا» (Incunabula) شناخته می‌شوند. ظرف حدود ۴۰ سال پس از اختراع او، چاپخانه‌هایی در عمده کشورهای اروپایی بر اساس روش او دایر شد و چاپ به یکی از ستون‌های اصلی رنسانس، اصلاح دینی و گسترش سواد عمومی تبدیل شد.

آغاز صنعت چاپ در ایران؛ از تبریز تا مطبعه سنگی

در ایران، نخستین چاپخانهٔ رسمی حروفی در تبریز تأسیس شد. عباس‌میرزا نایب‌السلطنه که از ضرورت نوسازی نظامی و فرهنگی آگاه بود، میرزا زین‌العابدین تبریزی را مأمور کرد تا فن چاپ را بیاموزد و به ایران بیاورد.
میرزا زین‌العابدین تبریزی در سال ۱۲۳۳ هجری قمری ابزار و ادوات چاپ حروفی را به تبریز آورد و تحت حمایت عباس‌میرزا، که در آن زمان حاکم آذربایجان بود، مطبعه‌ای کوچک راه‌اندازی کرد. این آغاز رسمی چاپ حروفی در ایران بود.
با این حال، در ادامه چاپ سنگی (Lithography) کم‌کم جای چاپ سربی را گرفت. دلایل این جایگزینی پیچیده و چندلایه بود:
  • برخی افراد، حروف سربی و شیوهٔ نوین چاپ را با بدبینی و حتی علامت کفر می‌دیدند.
  • ساخت و تنوع حروف فارسی با الفبایی پیچیده و متنوع، در قالب حروف سربی آن زمان محدود و دشوار بود.
  • در مقابل، در چاپ سنگی می‌شد از خوشنویسان حرفه‌ای کمک گرفت؛ متن و خط به‌صورت مستقیم روی سنگ به‌کار می‌رفت و زیبایی خط ایرانی حفظ می‌شد.
به همین دلیل، چاپ سنگی به‌ویژه برای کتاب‌های دینی، ادبی و متون کلاسیک فارسی جایگاهی مهم پیدا کرد؛ هرچند به دلیل هزینهٔ بالا و روند طولانی، انتشار کتاب و نشریه بسیار گران و دشوار بود.
همان‌طور که علی قاضی‌زاده در کتاب «تبریز شهر اولین‌ها» اشاره می‌کند، سخت‌گیری کهنه‌پرستان و هزینهٔ زیاد چاپ سنگی، سال‌ها مانع گسترش گستردهٔ نشر ارزان و سریع در ایران شد.

گسترش چاپ در تبریز؛ از گاومیش تا چاپخانه مدرن

حدود ۹۰ سال پس از تأسیس نخستین چاپخانه در تبریز، نوهٔ حاج زین‌العابدین ــ یعنی زین‌العابدین مطبعه‌چی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج‌آقا شناخته می‌شد و هنگام گرفتن شناسنامه، نام علمیه را برای خود برگزید ــ گام مهم دیگری در صنعت چاپ ایران برداشت.
او ماشین چاپ مدرن را از اروپا خرید، از مسیر مصر به بندر استانبول (Istanbul) در ترکیه امروزی منتقل کرد و از آن‌جا با چهل گاومیش به تبریز رساند.
حاجی حاج‌آقا علمیه برای نصب و راه‌اندازی و آموزش این دستگاه‌ها، هشت تن از متخصصان صنعت چاپ آلمان را نیز به تبریز آورد.
دختر او در کتاب «اولین‌ها» نوشتهٔ حسین امید روایت جالبی از این ماجرا دارد: هنگام ورود گاومیش‌ها و دستگاه‌ها از کوچه‌های تنگ محلهٔ منجم تبریز، مجبور شدند دیوار بسیاری از خانه‌های همسایه را فرو بریزند و حاجی حاج‌آقا هزینهٔ بازسازی همهٔ آن‌ها را پرداخت. این تصویر نمادین نشان می‌دهد که چاپ، به‌معنای واقعی کلمه، راه خود را به دل بافت شهر باز می‌کرد و به‌عنوان وسیلهٔ ارتقای فرهنگ و ماشین تولید علم وارد ایران می‌شد.

نقش یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان در تاریخ چاپ فارسی

یهودیان و چاپ

برخی پژوهشگران آغاز چاپ در ایران را به دوران ایلخانیان مرتبط می‌دانند و احتمال می‌دهند که یهودیان فارسی‌زبان پیش از سایر گروه‌های پارسی‌زبان، به اهمیت چاپ کتاب پی برده و نخستین گام‌ها را در استفاده از فن چاپ برای متون دینی و فرهنگی خود برداشته باشند.

مسیحیان و چاپ

در سال ۱۶۳۹ میلادی، سه کتاب به زبان و خط فارسی از سوی هیأت‌های تبلیغی مسیحی در شهر لیدن (Leiden) هلند به‌چاپ رسید؛ چاپخانه‌ای که این آثار را تولید کرد، از نخستین چاپخانه‌های فارسی در جهان به شمار می‌رود.
بر اساس اسناد موجود، نخستین کتابی که در خاک ایران چاپ شد، زبور داوود یا «ساغموس» (Psalms) بود که در سال ۱۶۳۸ میلادی به زبان و خط ارمنی، در جلفای اصفهان و به‌دست کشیشان ارمنی، در ۵۷۲ صفحه به‌چاپ رسید.
این‌که ارمنیان توانستند پیش از سایر گروه‌ها در ایران چاپخانهٔ اختصاصی خود را تأسیس کنند و آزادانه به چاپ و نشر منابع مسیحی بپردازند و در جهان از نظر قدمت چاپ، جایگاه پانزدهم را به‌دست آورند، ریشه در محیط نسبتاً باز و تشویق‌آمیزی داشت که به‌ویژه در عهد شاه عباس اول صفوی برای آنان فراهم شده بود.

زرتشتیان و چاپ

پیش از آغاز چاپ در میان زرتشتیان ایران، پارسیان هند (Parsis) در شهرهایی مانند بمبئی (Bombay/Mumbai) در چاپ متون زرتشتی به پیشرفت‌های چشمگیری رسیده بودند و کتاب‌های اوستا را به خط اوستایی و فارسی چاپ می‌کردند. از جملهٔ این آثار می‌توان به «خرده اوستا» و شاهنامه‌های چاپ بمبئی به‌صورت چاپ سنگی با کیفیت بسیار خوب اشاره کرد که پیش‌فروش آن‌ها در ایران انجام و بعد از ورود، به خریداران تحویل می‌شد.
در ایران، زنده‌یاد کیخسرو خسرویانی (راستی) دریافت که حروف اوستایی در سیستم‌های موجود قابل چاپ نیست و به فکر راه‌اندازی چاپخانهٔ ویژه زرتشتیان افتاد. او توانست نخستین کتاب اوستا و جزوه‌های دینی زرتشتیان را ــ که خود ناشر آن‌ها بود ــ در ایران چاپ کند.
یکی از ابتکارات او، انتشار نخستین سالنامهٔ زرتشتیان با نام «راستی» بود که در ایران چاپ و توزیع شد. خسرویانی در سال ۱۳۷۳ خورشیدی از سوی سازمان تأمین اجتماعی به‌عنوان لوح خوش‌حساب‌ترین کارفرما در تهران برگزیده شد و از پیشگامان تأسیس بنیاد اتحادیه چاپخانه‌داران تهران نیز به شمار می‌رفت.

چاپ نوین و نقش مرتضی نوریانی

نام مرتضی نوریانی برای فعالان و پژوهشگران صنعت چاپ در ایران کاملاً آشناست. کمتر گفت‌وگویی دربارهٔ چاپ نوین در ایران شکل می‌گیرد که در آن نام او برده نشود.
مرتضی نوریانی در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات مقدماتی، برای ادامهٔ تحصیل به ایتالیا (Italy) رفت و با دریافت مدرک کارشناسی ارشد و عنوان حسابدار خبره، به ایران بازگشت. او علاوه بر زبان فارسی، به فرانسه، ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی تسلط یافت.
نوریانی رشتهٔ تجارت خود را تماماً وقف چاپ کرد. با تلاش شبانه‌روزی و برقراری ارتباط حرفه‌ای با کارخانه بزرگ هایدلبرگ (Heidelberg) در آلمان، توانست صنعت چاپ ایران را نوسازی و مدرن‌سازی کند. گفته می‌شود او بیش از ۸۰ درصد چاپخانه‌های ایران را با دستگاه‌های هایدلبرگ تجهیز کرد و در نتیجه موفق به دریافت مدال طلای هایدلبرگ شد.
اقدامات او، چاپ ایران را از مرحلهٔ محدود و سنتی به مرحله‌ای رساند که بتواند پاسخگوی نیازهای رو به رشد نشر کتاب، مطبوعات، بسته‌بندی صنعتی، تبلیغات و اسناد رسمی باشد و با جهان مدرن ارتباط فنی برقرار کند.

نام‌گذاری ۱۱ شهریور به‌عنوان «روز ملی صنعت چاپ»

با گذشت زمان، اهمیت زیربنایی صنعت چاپ در اقتصاد، فرهنگ، آموزش، رسانه و هویت ملی بیش از پیش آشکار شد. در نهایت، در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، با پیگیری و تلاش فعالان این حوزه، ۱۱ شهریورماه به‌عنوان «روز ملی صنعت چاپ» در تقویم رسمی ایران ثبت شد.
این نام‌گذاری با پیگیری‌های اسدالله جامی (مدیرکل وقت دفتر امور چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و درخواست‌های رسمی از سوی اهالی چاپ به شورای فرهنگ عمومی انجام شد. در جلسات متعدد، اهمیت این روز، نقش چاپ در توسعهٔ فرهنگی و اقتصادی کشور و ضرورت به‌رسمیت شناختن جایگاه این صنعت مطرح شد و در نهایت شورا به این جمع‌بندی رسید که وارد کردن «روز ملی صنعت چاپ» در تقویم، اقدامی ضروری و هویتی است.
از آن پس، هر سال در ۱۱ شهریور، علاوه بر مراسم رسمی، نشست‌ها، همایش‌ها، تجلیل از پیشکسوتان و برنامه‌های نمادین، فرصتی پدید می‌آید تا:
  • به کارگران و متخصصان گمنام چاپخانه‌ها ادای احترام شود.
  • دربارهٔ چالش‌های صنعت چاپ (از نوسازی ماشین‌آلات تا مسائل کاغذ، آموزش نیروی متخصص و رقابت با رسانه‌های دیجیتال) گفت‌وگو شود.
  • نقش چاپ در سواد رسانه‌ای، نشر کتاب، بسته‌بندی، تبلیغات و اقتصاد خلاق دوباره یادآوری گردد.

چاپ، ستون پنهان زندگی مدرن

۱۱ شهریور، فقط یک تاریخ روی کاغذ نیست، بلکه یادآور مسیری دو سده‌ای است که از مطبعه کوچک تبریز تا چاپخانه‌های مدرن امروزی امتداد یافته؛ مسیری که در آن اقلیت‌های دینی، تجار، روشنفکران، صنعتگران و مدیران، هرکدام سهمی در بومی‌کردن، گسترش و نوسازی صنعت چاپ در ایران داشته‌اند.
وقتی اسکناس در دست می‌گیریم، کارت ملی نشان می‌دهیم، کتاب می‌خوانیم، بروشور دارو را مرور می‌کنیم، جعبهٔ یک محصول را می‌بینیم، یا حتی صفحهٔ وبی را می‌خوانیم که بر مدل و منطق چاپ استوار است، در واقع بر شانه‌های همین صنعت ایستاده‌ایم.
روز ملی صنعت چاپ فرصتی است برای این‌که:
  • هم قدر گذشته را بدانیم؛ از گوتنبرگ (Johannes Gutenberg) تا عباس‌میرزا، از میرزا زین‌العابدین تبریزی تا حاجی حاج‌آقا علمیه، از کشیشان جلفا تا پارسیان هند، از کیخسرو خسرویانی تا مرتضی نوریانی.
  • و هم به آیندهٔ چاپ در جهان دیجیتال فکر کنیم؛ آینده‌ای که در آن، چاپ سنتی و فناوری‌های نوینِ چاپ دیجیتال، بسته‌بندی هوشمند و نشر آنلاین، در کنار هم، همچنان نقش خود را در تمدن بشری حفظ خواهند کرد.
چاپ، اگرچه گاهی پنهان و بدیهی به‌نظر می‌رسد، اما ستون بی‌صدا و محوری زندگی مدرن است؛ و ۱۱ شهریور، روزی است برای دیدن و فهمیدن همین حقیقت.